۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «چالش‌های چند روزه» ثبت شده است

۲-۶- چالش، روز ۱

امروز یه چالش شخصی برای خودم شروع کردم. اول دلم می‌خواست هر روز توی وبلاگ ازش بنویسم ولی این کار سختش می‌کنه؛ هم از نظر زمانی که شاید نتونم بذارم و هم از این نظر که بعضی روزا ممکنه یادداشت‌هام شخصی‌تر باشن و نمی‌خوام چیزی رو سانسور کنم. مثلا همین امروز برای خودم یه جملاتی نوشتم و بعد احساس کردم با اینجا گذاشتنش راحت نیستم. به هر صورت یه جور چالش یا چله دارم تا ۴۰ روز آینده، و اینی که از شب عید داره شروع می‌شه رو به فال نیک می‌گیرم. برنامه‌م روزانه یه بخش ثابت داره و یه بخش متغیر. قرار نیست عادت جدیدی بسازم یا کتاب خاصی رو بخونم یا از این‌جور کارها. قراره هر روز یه جایی خودمو گیر بندازم، و سعی کنم به جای پیچوندن و فرار کردن بهتر خودمو ببینم. می‌خوام از توی سرم بیام بیرون و کاری که ازم برمیاد رو در عمل انجام بدم یا حرفی رو که لازمه واقعا بیان کنم. قراره حواسم جمع بشه که کارها رو عقب نندازم. قراره به جای شروع کردن یه سری کار و کتاب و دوره‌ی جدید، کارهای فعلی رو جمع‌وجور و دانسته‌های قبلیم رو مرور کنم. کارهای عقب‌افتاده و پیگیری‌های زیادی هست که لازمه سراغشون برم ولی نمی‌خوام دیگه یه لیست بنویسم و از حجم چالشی که برام داره از جلوی چشمم دورش کنم! این بار لیست رو که بنویسم، فقط برای یه موردش برنامه‌ریزی می‌کنم و اولین قدم رو برمی‌دارم. قراره هر روز چند دقیقه‌ای وقت بذارم و از اقدام‌های اون روزم این راستاها -هرچی که اون روز پیش اومده بود- بنویسم. هنوز نمی‌دونم چطور قراره بهش انسجام بدم، ولی می‌خوام صرفا با همین ذهنیت شروعش کنم ببینم به کجا میره.

واسه اینکه جدی بگیرمش، سعی می‌کنم چند روز یه بار یه گزارشی هم اینجا بدم.

عیدتون مبارک!

  • فاطمه
  • جمعه ۳۰ شهریور ۰۳

زیاد حرف زدن (روز اول چالش شخصی)

سلام

طبق معمول پیش‌نویس‌هام زیاد شدن. اما فکر کردم اگه اینقدر انتشارشون برام سخته حتما دلیلی داره! بذارم کمی بگذره، یا اهمیت‌شون برام کم می‌شه و کلا بی‌خیال می‌شم یا زمان که بگذره پست کردن‌شون راحت می‌شه.

از اون طرف چون دوباره تو پست گذاشتن کمال‌گرا شدم می‌خوام یه چالش شخصی بذارم که تا چند هفته، هر روز یا یه روز درمیون پست بذارم. در این حد که قبل از شروع کار (مخصوصا وقتی مثل الان هنوز کسی نیومده)، حداکثر تو نیم‌ساعت یه چیز کوتاه بنویسم و منتشر کنم و دیگه درگیر وسواس نشم.

شروعش هم باشه از همین الان، حدود ۹:۳۰ صبح شنبه ۶ خرداد.

چند شب پیش با دوستی درباره‌ی آدمایی حرف می‌زدیم که مدام در حال ارتباط گرفتن و حرف زدنن. چه تو فضای حقیقی چه مجازی، برخورد داشتم با کسایی که زیاد حرف می‌زنن یا کامنت می‌ذارن. همیشه یه حرفی برای زدن دارن -یا جور می‌کنن. داشتم بهش می‌گفتم این مدل آدما نه اینکه مشکلی داشته باشن ولی از یه جایی به بعد میرن رو اعصابم و احتمالا دلیلش اینه که خودم اون سر طیفم. یعنی من مدل ارتباط گرفتنم آهسته‌تر و محتاطانه‌تره. در نتیجه وقتی یه نفر اینقدر زیاد با من حرف می‌زنه و سوال می‌پرسه، کم‌کم ممکنه احساس عدم امنیت هم بکنم. نه اینکه اون منظوری داشته باشه -صرفا داره با منم مثل بقیه آدما ارتباط می‌گیره- عدم امنیت از این نظر که نکنه چیزی در جواب بگم که بعدا پشیمون بشم و اینجور چیزا.

+ سر این کار، آدما خیلی اینطوری نیستن به جز یه نفر؛ همون کسی که از قبل هم بهم پروژه می‌داد. اونو هم دیگه یاد گرفتم که هم کمتر حساس باشم، هم در مواقع لازم چطور جوابشو بدم که دیگه سوال بیشتر نکنه.

+ تو فضای مجازی هم راهی که پیدا کردم بستن موقت کامنت‌هاس تا وقتی حساسیتم فروکش کنه و به حالت عادی برگردم :)) وگرنه تجربه‌شو داشتم که ممکنه با کسی که زیاد کامنت می‌ذاره یهو دعوام بشه و خب اون چه تقصیری داره وقتی فاز منو نمی‌دونه.

  • فاطمه
  • شنبه ۶ خرداد ۰۲

چالش هزاران رنگ زیر ۱۲۰ دقیقه [تکمیل چالش!]

سلام

هلن توی وبلاگش یه چالش شروع کرده به اسم هرزصد که مخفف همون عبارتیه که تو عنوان نوشتم :)) با این هدف که تو ده روز، روزی یه انیمه‌ی سینمایی ببینیم و درباره‌ش یه یادداشت بنویسیم. (که احتمالا برا من بیشتر از ۱۰ روز طول می‌کشه :)) )

به چند دلیل دلم خواست من هم انجامش بدم. یکی این که یه مدته تقریبا فیلمی ندیدم و کلی فیلم و سریال جمع شده :/ و خب دقت کردم دلیلش نمی‌تونه تلف شدن وقتم باشه چون همینطوری‌شم کلی وقت تلف می‌کنم در روز :)) گفتم به این بهانه یه کم بهینه‌تر وقت تلف کنم D: (کلا با فیلم منظورمه، به طرفداران انیمه برنخوره :)) ) بعدم اینکه من می‌شه گفت اهل انیمه دیدن نیستم پس بهانه‌ای هم شد برای دیدن انیمه‌های معروف یا اونایی که تعریف‌شونو شنیده‌م.

تو همین پست هر چی ببینم اضافه می‌کنم و چند خطی درباره‌ش می‌نویسم. فقط اینکه انیمه‌هایی که همین الان نشان‌شده این‌ور و اونور دارم نهایت تا روز پنجم جواب بدن :)) امیدم به پست‌های چالش‌های بچه‌هاس و همین‌طور ممنون می‌شم اگه انیمه‌ی سینمایی قشنگی سراغ دارین تو کامنتا معرفی کنین :)

*** ویرایش بعد از ۵ ماه D:

بعد از مدت‌ها برگشتم که این پست رو کامل کنم. چون یه مدت فاصله افتاد می‌خواستم صبر کنم ۴ تا انیمه/انیمیشن باقی‌مونده رو ببینم بعد یه دفه بیام راجع به همه بنویسم. خودمم متعجبم که ۵ ماه طول کشید که ۴ تا انیمیشن ببینم :)) می‌تونید از شماره‌ی ۷ به بعد معرفی‌های جدید رو ببینید.

  • فاطمه
  • پنجشنبه ۱۸ دی ۹۹

روزی چند ساعت بدون تکنولوژی (چالش شخصی)

سلام!

آقا نزنین منو، این بار نه قراره رمزدار باشه نه اینکه هر روز هی بیام حرف بزنم :)) الان می‌گم داستان چیه.

من تو یه ماهی که گذشت سعی کردم خیلی کم برم اینستا. خیلی خیلی کم! و خب تونستم، ولی عوضش وبلاگ زیاد میومدم =)) یه دلیلش همون هر روز نوشتن بود، ولی غیر از اونم باز زیاد میومدم. از طرف دیگه این دو روز که تایمر اینستا رو برداشتم دیدم چقدر راحت اون عادت چک کردنش می‌تونه برگرده -_- حالا من قبلا هم یه وقتا محدودیتای این شکلی می‌ذاشتم. ولی همون‌طور که به احتمال ۹۹٪ تجربه کردین، کافیه آدم یه روز یه کم بیکار باشه و همون اولِ روز بره سراغ چک کردن اینستا یا یه برنامه‌ی دیگه، و بعد دوپامینه که ترشح می‌شه و تهش می‌بینی شب شده و هنوز داری الکی یه صفحه رو رفرش می‌کنی :))

از این چالش‌های دوپامین دیتاکس (Dopamine Detox، اگه خواستین سرچ کنین) قبلا چند جا دیده بودم و بعضی وقتا به روش خودم اجراشون کرده بودم (مثل همین ماه پیش)، ولی امشب که عکس زیر رو تو کانال الی دیدم، فکر کردم این بار اینو انجام بدم. مخصوصا که دیدم فردا اول ماه میلادی هم هست و مثل شنبه می‌مونه D:

  • فاطمه
  • شنبه ۱۰ آبان ۹۹

سی روز نوشتن - پایان

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • فاطمه
  • جمعه ۹ آبان ۹۹

چالش ۳۰+۱۰ روز شکرگزاری - پایان

سلام، امیدوارم که خوب باشین🌹

تصمیم گرفتم یکی از این چالشای شکرگزاری و قدردانی برای خودم بذارم. حس کردم قبلا بیشتر به اتفاقای کوچیک ولی مثبت روزمره توجه داشتم و شکرگزارتر بودم، و از اونجا که معمولا حس‌ها و افکار منفی همدیگه رو تقویت می‌کنن، دیدم شاید کنار برنامه‌ها و راه حل‌های دیگه، توجه بیشتر به اون موارد هم بتونه کمک کنه حال بهتری داشته باشم. این اتفاق‌ها و حس‌های مثبت می‌تونن نتیجه‌ی لطف یا کمک کسی باشن، یا عملکرد خودم، یا هر چیز دیگه که پیش بیاد. قرارم نیست منتظر یه اتفاق شگفت‌انگیز بمونم، یه چیز معمولی هم کافیه. چون که می‌فرماید شکر نعمت، نعمتت افزون کند! :)

بعد این که من یادم نمیاد، ولی احتمالش هست چالش مشابهی قبلا بوده باشه تو بیان. الان هم این بیشتر برام جنبه‌ی شخصی داره و احتمالش کمه بخوام برای مواردی که می‌نویسم توضیح اضافه بدم یا در طول چالش مرتب پست رو بیارم بالا. برا همینه که از کسی دعوت نمی‌کنم، ولی اگر دوست داشتین که همراه بشین خوشحال می‌شم ازتون یاد بگیرم و تاثیر بگیرم که قشنگ‌تر به اطرافم و روزمره‌م نگاه کنم. و قطعا جمعی بودنش حس بهتری منتقل می‌کنه :)

پ.ن. نمی‌خواستم منتظر شنبه یا اول ماهی چیزی بمونم، ولی تقریبا تصادفا مصادف شد با اول ماه میلادی :))

  • فاطمه
  • جمعه ۲۰ تیر ۹۹

قرنطینگاری

سلام

گفتم منم چالش/تمرین عکاسی قرنطینگاری رو شروع کنم. برای توضیحات بیشتر پست‌های چارلی و نورا رو بخونید.

سعی می‌کنم تا جایی که می‌تونم عکس هر روز رو بگیرم تا آخر. ولی خب ممکنه ناقص و نامنظم باشه :))

چیز وسوسه‌کننده اینه که دیدم برا بعضی از موارد تو گالریم عکس مرتبط دارم، ولی با خودم قرار گذاشتم همه رو همین روزا و تو همین اوضاع قرنطینه بگیرم.

عکسا رو تو همین پست می‌ذارم و هر بار تاریخ پست رو آپدیت می‌کنم که ستاره‌ش روشن بشه. امیدوارم اذیت‌تون نکنه.

  • فاطمه
  • يكشنبه ۲۸ ارديبهشت ۹۹

•• اسم وبلاگ از عنوان کتاب "اتاقی از آن خود"ِ ویرجینیا وولف برگرفته شده.
آرشیو مطالب